**    مهاجر   **
  
 

ورزشی و فرهنگی
MP3 میوزیک
**مهاجر فیلم**
لینک ها
 آسمان کابل
 Online persian Dictionary
 Kam Air
 Free Music Entertainment
 Ariana Afghan Airlines
 Ariana Television
 Tolo TV
 Kabul Bank
 Faal-e-hafez
 Date Converter
 
بهمن 1390
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
 
آرشیو

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 8 بهمن ماه سال 1390
'جزایر شگفتی'؛ موضوع مراسم افتتاحیه المپیک لندن


شش ماه مانده به آغاز بازی‌های المپیک لندن برگزار کنندگان این بازی‌ها اعلام کردند که موضوع مراسم افتتاحیه ......

ادامه مطلب......


152672


 
چهارشنبه 5 بهمن ماه سال 1390
ضرر ۹.۳ میلیون پوندی ته‌وز در پی درگیری‌اش با منچسترسیتی

ته‌وز بارها از حضورش در منچستر سیتی اظهار نارضایتی کرده است


درگیری کارلوس ته‌وز، ستاره آرژانتینی منچستر سیتی با این تیم، تاکنون بیش از ۹ میلیون پوند برای او هزینه در بر داشته است. این ضرر مالی شامل قطع دستمزد و عدم دریافت پاداش و جریمه بوده است.


ادامه مطلب......


152565


 
چهارشنبه 5 بهمن ماه سال 1390
هشدار درباره افزایش قیمت نفت در صورت توقف صادرات نفتی ایران


صندوق بین‌المللی پول در گزارشی به گروه ۲۰ هشدار داده است که در صورت توقف صادرات نفت ایران بر اثر تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا، قیمت‌های جهانی نفت ممکن است بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یابد.

ادامه مطلب......


 
سه شنبه 4 بهمن ماه سال 1390
رهبر ایران در آستانه 'تعیین تکلیف' هاشمی رفسنجانی

با نزدیک شدن اسفند ماه و زمان انتخاب اعضای جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام، گمانه زنی در مورد آینده سیاسی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس فعلی این نهاد حکومتی شدت گرفته است.

در همین ارتباط، اگرچه بحث های زیادی در مورد نقش آقای رفسنجانی در معادلات موجود قدرت انجام شده، اما نقش بالقوه او در دوران بعد از آیت الله خامنه ای – البته با فرض زنده بودن وی پس از رهبر ایران – کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

ادامه مطلب......
152498


 
دوشنبه 19 دی ماه سال 1390
تغییر جغرافیای جنگ از پاکستان به افغانستان!

سازمان استخبارات نظامی پاکستان (آی اس آی) اخیراً اقداماتی را روی دست دارد تا جغرافیای جنگ را از پاکستان به داخل خاک افغانستان منتقل نموده و تمام گروه های دهشت افگن و تروریست را از آن کشور به داخل کشور ما منتقل نماید تا باشد جنگ و ناامنی در افغانستان همچنان ادامه داشته و موجب ناامنی و بی ثباتی کشور ما گردد.


گفته می شود که در این اواخر طالبان پاکستانی به دستور آی اس آی موافقت کرده اند که با طالبان افغانی و سایر گروه های دهشت افگن دست پروردۀ پاکستان یکجا شده و به خاطر بی ثباتی و نا امن ساختن افغانستان، روانه کشور ما می گردند.

این در حالی است که سردمداران پاکستانی از هر گونه تلاش های صلح جویانۀ دولت افغانستان اظهار بی تفاوتی نموده و حتی گاهی اوقات ابراز مخالفت نموده اند. چنانچه جنرال حمیدگل، رئیس پیشین سازمان استخبارات نظامی آن کشور، در این اواخر گفته است که طالبان یک گروه ایدئولوژیک هستند و به خاطر به دست آوردن مادیات همراه با دولت افغانستان مصالحه نخواهند کرد که این گونه ابراز نظر ها از زبان نظامیان آن کشور که از جریان های تروریستی و دهشت افگنی حمایت های نظامی و سیاسی می نمایند، به این حقیقت صحه می گذارد که ایجاد شبکه ها و گروه های هراس افگن توسط نظامیان آن کشور به خاطر تأمین منافع و حفظ آن صورت گرفته و می گیرد.


طالبان پاکستانی که به شکل مقطعی و نه به طور متواتر در برابر نظامیان پاکستان می جنگند و بعضی اوقات به خاطر اینکه اذهان عامه را منحرف ساخته باشند، دست به حملات انتحاری و انفجاری در خاک پاکستان می زنند، (با کمک آمریکایی ها) دست پروردۀ جنرالان کار کشتۀ سازمان استخبارات نظامی آن کشور بوده و به خاطر جلوه دادن اینکه گویا پاکستان نیز قربانی تروریزم می باشد و نه حامی آن، جامعۀ جهانی را مورد اغفال قرار داده و همواره در صدد است تا بتواند منابع هنگفت مالی را از کشور های جهان و به خصوص از ایالات متحده امریکا که پاکستان را به عنوان همکار استراتیژیک خود در راستای مبارزه در برابر شورشگری و دهشت افگنی انتخاب نموده، به دست بیاورد و از این پول در تجهیز، تمویل و پرورش شبکه ها و گروه های دهشت افگن استفاده نموده و کشور های منطقه و به ویژه افغانستان و هندوستان را که خصومت دیرینه با آنها دارد، مورد تهدید قرار داده و از شبکه های و گروه های دهشت افگن به حیث آلۀ فشار سیاسی و نظامی بهره برداری نماید.

151588


 
دوشنبه 28 آذر ماه سال 1390
نظامیان لیبیایی وارد خاک سوریه شدند


چند روز پیش، رسانه‌های جهانی خبر دادند که «عبدالحکیم بلحاج»، از فرماندهان نظامی لیبی ـ‌ که ماه‌ها به عنوان یکی از اعضای شبکه تروریستی القاعده در آمریکا در حبس بود ـ با هفتصد مرد جنگی به مرز سوریه و ترکیه رفت و در آنجا آماده نبرد علیه حکومت «بشار اسد» شد.

رسانه‌های بین‌‌المللی با انتشار این خبر اعلام کرده بودند که «عبدالحکیم بلحاج» با نام مستعار «سالم العوانی» به ترکیه وارد و با نیروهایش در مرز ترکیه و سوریه مستقر شده است.


در همین راستا، امروز شبکه خبری «ABC» اسپانیا مدعی شد که «بلحاج» و نیروهایش وارد خاک سوریه شده و در منطقه «جبل الزاویه» در شهر «إدلب» مستقر شده‌اند و قرار است عملیات خود علیه حکومت سوریه را از آن نقطه انجام دهند.


در همین حال، خبرنگار شبکه ABC در گزارش خود اعلام کرد: «بلحاج» و نیروهایش از نزدیکان حاکم کنونی لیبی به شمار می‌روند.


گفتنی است، «بلحاج» به دستور مقامات قطر وارد ترکیه شده و این کشور، امکانات مورد نیازش را برآورده کرده و قرار است که فرماندهی نیروهای مخالف سوری را بر عهده بگیرد.


در این باره باید گفت، کسانی که او را از نزدیک می‌شناسند، بر این باورند که یکی از علایق وی، خونریزی است و حتی اگر مادرش را به قتل برساند، احساس خوشحالی به وی دست می‌دهد.



 
چهارشنبه 11 خرداد ماه سال 1390
حمله کوچی ها بالای مردم بیدفاع بهسود و  سکوت رسانه ها


در این روزها کوچیهابه همراهی طالبان مسلح تحت رهبری ملک نعیم کوچی بالای مردم بیدفاع وغیرمسلح بهسود و ناهور دست به هجوم وحشیانه زده اند. خبرها حاکی است مردم از مناطق کجاب ، دایمرداد بهسود وهمچنان مناطقی از ناهور در حال فرار هستند. جابجایی مسلحانه کوچیها در این مناطق به شدت ادامه دارد وهزاران زن و مرد وکودک بهسود و ناهور با قلب های مضطرب وچشمان وحشت زده خانه های شان را ترک میگویند.

اما در حمله امسال کوچیها، رسانه ها بطور مرموزی در سکوت فرورفته اند. خبرهای وجوددارد که امنیت ملی افغانستان به تمام رسانه ها، خبرنگاران ونشرات طباعتی وتصویری هوشدار داده است که از پوشش جنایات کوچیها، در هزاره جات خودداری نمایند. اما اگر این خبر درست باشد،بدان معنا که یک تبانی سری بین کوچیها ودولت افغانستان ازقبل وجودداشته که حملات کوچیها به هزارستان  ، بدون سروصدا صورت گیرد. سکوت مرموز رسانه هادر قبال حملات کوچی ها بالای هزاره ها، به میزان بسیار زیادی حقیقی بودن این خبر را تایید می نماید.

ملک نعیم کوچی ارباب مقتدری است که ار مدت ۴۰ سال بدینسو، رهبری کوچیها را بدست دارد. او در زمان سردار داوود، یکی از مقتدر ترین ملک های کوچی بود که هنوز آثار قلعه های وی در مناطق هزارستان  وجوددارد که پس از غصب زمینهای مردم هزاره، خانه های مستحکمی برای خود ساخته بود که  هرچهار برج این قلعه ها توسط تفنگداران کوچی محافظت می گردید. بعد در زمان طالبان ، ملک نعیم از طرف شخص ملاعمر طی یک فرمان چند فقره ای برسرنوشت هزارستان  حاکم شد. ملک نعیم تمام اخبار مربوط به هزارستان  را شخصآ به ملاعمر گزارش میداد. در همین فرمان است که ملاعمر به ملک نعیم توصیه میکند که هزاره ها، هزاره های سابق نیست، باید مواظب باشید ، سلاح آنهارا جمع آوری کنید و زمین های مرغوب شان را به تصرف در آورید. این فرمان مانند فرمان عبدالرحمان خان است که به سردار عبدالقدوس اعتمادالدوله، داده شده بود تا برمال ، جان وزمینهای هزاره جات فرمان براند. چنانچه در طی همین فرمان عبدالرحمن بود که ارزگان سرزمین آبایی هزاره ها به کوچیها وپشتون های قندهار ، وهلمند توزیع گردید، وهزاران غلام و کنیز  هزاره به کابل برای فروش فرستاده شد. وتقریباً هر سرباز سردار عبدالقدوس یک کنیز هزاره را با خود داشت. ملک نعیم هم مانند سردار عبدالقدوس در زمان طالبان، در هزارستان حکومت میکرد.

او یکی از رهبران طالبان بود که بطور غیر رسمی سمت معاون ملاعمر را داشت، پس از سقوط طالبان، مدتی در گوانتانیمو زندانی گردید، اما کرزی با تمام قوا در تپ تاپ افتاد تا این برادر کوچی - طالبی خودرا از زندان رهایی بخشد، چون استراتژی کشانیدن جنگ را در هزارستان  مد نظر داشت. مساعد ترین فردی که می توانست که کوچی هارا در این راستاسوق بدهد همین ملک نعیم کوچی بود. اکنون ملک نعیم، درراستای تصرف هزاره جات وکشانیدن جنگ به این مناطق امن و انحراف ذهنیت جامعه جهانی از تداوم جنگ در جنوب افغانستان،دست به تلاش  گسترده ای زده است. او از پشتیبانی بیدریغ ارگ نشینان کابل از جمله فاروق وردک والی میدان - وردک، وچند فروخته شده ای معامله گر حرکت اسلامی از بهسود، برخورداراست. پس هجوم مسلحانه طالبان کوچی نما را باید از همین منظر مورد مطالعه قرار دارد. واین را باید به عنوان یک خطر بزرگ در راستای کشانیدن جنگ به هزارستان  به بهانه ای علفچرهای کوچی ها تلقی نمود.

 اما پار سال ، آقای خلیلی به گفته خودش برای تطبیق فرمان کرزی دربهسود رفت وبعد در جمع مردم در کابل اشک ریخت، آیا امسال چرا گلوی مبارک شان  عقده نمیکند ؟چرا سکوت کرده است ؟ آیا این فرمان فقط برای یکسال بود ؟ همین اکنون هزاران زن و کودک بهسودی - زادگاه کریم خلیلی - مجبور به ترک دیار خود میشوند،  چراصدایی از معاون رئیس جمهور بیرون نمیشود؟ آقای محقق این مدعی نمایندگی جامعه میلیونی هزاره، چرا سکوت کرده است؟ مبادا که هجوم امسال کوچیها به توافق این دو نفر ، کرزی، افرادی از حرکت اسلامی، والی میدان - وردک ، فاروق وردک، ملک نعیم کوچی وحشمت غنی احمدزی رئیس کوچیها، صورت گرفته باشد. اگر چنین نیست باید ما به زودی واکنش آقایان خلیلی ومحقق را شاهد باشیم. در غیر آن هجوم کوچی ها به هزارستان  ، حاصل یک توافق ننگین پشت پرده خواهد بود که سکوت رهبران سیاسی هزاره ها،هیچ معنای دیگری بجز ازیک " معامله " چیزی دیگری را تداعی نمیکند. وکلای هزاره درهردو مجلس، چرادر برابر این قضیه ای حیاتی ساکت هستند ؟ چرا این بحث را به پارلمان نمیکشانند؟ چرا صدای موکلان خودرا که همین اکنون در دایمیرداد، کجاب ، ناهور در حال فرار هستند به گوش مردم وجامعه جهانی نمیرسانند ؟ از چه هراس دارند؟ وقتی وکیلی نتواند آواز مظلومیت موکلی خودرا بلند کند،با کدام وجدان انسانی میتواند در کرسی پارلمان لم بدهد؟ این کافی نیست که چند وکیل بهسود یک پیام فوری  از حمله کوچیها بدهد، اینها با مجموع وکلای هزاره باید بحث تجاوز وحمله ای کوچیها را به پارلمان ببرند واگر پارلمان به آن اعتنای نکرد، از جامعه خود بخواهند که همه به خیابان ها بریزند و تا وقتی که آخرین شتر کوچی از بهسود وناهوربه لوگر نرسد، دست از تظاهرات نکشند. با این مبارزه مدنی میتوان زورگویی های کوچیان را به چالش کشید.  به نظر این حقیر وکلای جامعه هزاره، نقش درجه اول را در دفاع از مردم خوددر برابر کوچیها دارند. وکلای جامعه هزاره اگر در همسویی با وکلای ازبک وتاجیک، قضییه ای کوچیها رانتوانند به بحث پارلمان بکشانند و هم قادربه فیصله خروج کامل وهمیشگی آنها از هزارستان  نشوند، باید دست به استعفای جمعی بزنند.

سازمان های سیاسی، بنیادهای اجتماعی ، نهادهای فرهنگی ومذهبی جامعه هزاره، باید این سکوت مرموز را بشکند. چون هجوم مسلحانه کوچیها ناشی از تطبیق همان استراتژی نژاد گرایانه ای دستگاه حاکم افغانستان و طالبان است که در سمت کشانیدن جنگ به مناطق امن هزاره جات، متحد و همسو عمل میکنند. محور اصلی این توافق را سرکوب سیاسی، اجتماعی وفرهنگی جامعه هزاره تشکیل میدهد تا پایگاه عقبی واصلی هزاره هارا اشغال کنند وبعد وقتی هزاره ها سرزمین آبایی خودرا ترک نمایند، آنگاه بسیار به سادگی میتوان آنهارا در شهر ها مورد هدف قرار داد و جلو مشارکت سیاسی، توسعه اجتماعی وگسترش فرهنگی و آموزشی شان را گرفت. نگارنده با این نظر توافق ندارد که هزاره ها باید از آن سنگلاخ های بیحاصل خارج شوند وبسوی شهر ها روی آورند. اگر هزاره ها جایگاه اصلی شان را از دست بدهند، آنگاه مطمیین باشند که در شهر ها هم آنهارا آسوده نمیگذارند تا به نظام آموزشی وفرهنگی ومشارکت سیاسی واجتماعی دست یابند. درجایی مثل برچی متمرکز خواهند شد که به گفته ای امیری  این " سرای رنج وسکوت " وصله ناجوری است در پیکر شهر کابل وسرزمینی با نماد آشکار تبعیض و دورنگی.

هجوم کوچیهارا باید به عنوان یک هشدار و زنگ خطری تلقی نمود در راستای تطبیق استراتژی  "هزاره ستیزی " در افغانستان که در هرچرخشی از حوادث سیاسی از عبدالرحمن تا کرزی این پالیسی همانگونه پابرجا وبدون تغییر باقی می ماند. در برابر تعویض وحذف این استراتژی باید همه ما متحدو وهمبسته در هرجایی که قراداریم وهر امکانی که در اختیار داریم بااتحاد وهمبستگی نگذاریم تا کوچیها مارا بکشند غارت نمایند و مادران ، خواهران ، وکودکان ما با قلبهای مضطرب وچشمان وحشت زده ازجای به جای دیگر فرارکنند. سکوت ما ننگ و شرم تاریخی را در پی خواهد داشت، پس باید با تمام قامت به دفاع از مردم خویش یرخیزیم، بدون از دست دادن زمان نگذاریم تا خون های بی گناهان درپای شترچرانهای کوچی بریزند.

139916


 
دوشنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1390
تجاوز گروهی به دختر 18 ساله به حکم دادگاه در پاکستان!



یک دختر ۱۸ ساله پاکستانی به‌ دستور دادگاه قبیله ‌ای در شهر مروالا در پاکستان مورد تجاوز گروهی قرار گرفت.

این جرم در حالی اتفاق می‌افتاد که حدود یک هزار نفر از مردم شهر و در مقدمه آنان پدر آن دختر نظاره ‌گر آن بودند.

این دختر ۱۸ ساله در پاکستان به ‌دستور یک دادگاه قبیله ‌ای وابسته به قبیله "ماسوتی" در ملأ عام مورد تجاوز گروهی قرار گرفت.


برادر این دختر، نوجوانی ۱۱ ساله و از قبیله گوجار با دختری از قبله ماسوتی که از لحاظ اجتماعی بالاتر از قبیله او بود رابطه برقرار کرده و مردم شهر آنان را در حال قدم زدن در شهر مشاهده کرده بودند.

دادگاه قبیله ‌ای وابسته به قبیله ماسوتی برای انتقام از این کار نوجوان طبق قواعد عرفی حاکم در پاکستان دستور داد که باید خواهر آن پسر ۱۱ ساله در میان عموم مردم شهر و حضور پدر آن دختر مورد تجاوز گروهی مردان قبیله قرار گیرد تا به این طریق اعتبار و شرف خود را در جامعه برگردانند.


در این تجاوز ۴ مرد به انتخاب دادگاه شرکت کرده بودند و در حالی که دختر و پدر با گریه از آنان درخواست بخشش می‌کردند با حضور بیش از یک هزار نفر از مردم شهر و جلوی دیدگان پدر به دختر ۱۸ ساله تجاوز شد.

گفتنی است که این شیوه طبق عرف برخی قبایل پاکستان، حق عرفی و قانونی افراد برای ستاندن شرف و حیثیت خود در جامعه است.


طبق گزارش سازمان حقوق بشر سالیانه ده‌ها جرم اینچنینی در جامعه پاکستان اعمال می‌شود که دولت و نیروهای امنیتی با وجود اطلاع قبلی در صدد منع اعمال آنها نیستند.

137417


 
دوشنبه 19 اردیبهشت ماه سال 1390
بازداشت 5 کودک انتحاری کننده

کشتار انسان ها توسط کودکان باور نکردنی است اما ... یک حقیقت است، حقیقتی دردناک از زندگی گروهی از کودکان افغان که فقط وسیله کشتار هم نوعانشان هستند؟!!



امنیت ملی، 5 کودک انتحاری کننده را بازداشت کرده است. این کودکان طی تحقیقات اعتراف کرده اند: "به ما گفته شده بود زمانی که شما حملات انتحاری را انجام می‌دهید، کافران کشته و شما زنده می‌مانید و پس از بازگشت به پاکستان به شما پول می دهیم."

نور محمد 14 ساله که قصد انجام حمله انتحاری در ولایت غزنی را داشت، می گوید که چندی قبل توسط مولوی نعیم در یکی از مساجد ولسوالی اندر ولایت غزنی دروس دینی را فرا گرفته و برای انجام حملات انتحاری تشویق شده است.

چهار تن این نوجوانان باشندگان ولایت لوگر و یک تن دیگر آ باشنده ولایت غزنی است که پس از آموزش در یکی از مکاتب پاکستان به نام اسپین جمات در منطقه اتک شهر خیبرآباد پیشاور برای انجام حمله های انتحاری علیه گروه های بازسازی ولایتی و نیروهای خارجی به کشور آمده بودند.










136704


 
یکشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1390
آل سعود، افغانستان را مطیع خود میخواهند

سالهاست که دولت آل سعود تلاش کرده است تا به هر طریقی که شده نقش مستقیم در وضعیت سیاسی کشور ما داشته باشد که به رسمیت شناختن طالبان، داشتن روابط پشت پرده با پاکستان، میانجگری برای مذاکرات مخفیانه میان طالبان و دولت و اکنون تلاش برای تاسیس دفتر نمایندگی طالبان در ترکیه و ... از مواردی است که شاهد این مدعاست.

موضوع مورد بحث در این مطلب این است که آیا واقعا دلسوزی های عربستان به نفع افغانستان است یا بیشتر منافع آل سعود در آن مد نظر گرفته می شود؟ زیرا عربستان در قبال هر کشور یک سیاست خاص را پیگیری می کند. بطور مثال در تظاهرات اخیر خاورمیانه که شعار همه مردم کشورهای مصر، تونس و بحرین یکی بود، در قبال مصر و تونس سکوت و در قبال بحرین نیروی نظامی اعزام نمود و به کشتار مردم بیگناه دست زد.

می توان اینگونه گفت که رفتار آل‌ سعود به‌گونه‌ای است که براساس همان سیاست دولت انگلیس برای ایجاد جنگ بین شیعه و سنی در جهت خواست آمریکا و صهیونیست‌ها حرکت می‌کند. بر همگان روشن است که عربستان سعودی به دنبال کسب مقام مرکزیت اسلام و همچنین گسترش روز افزون وهابیت می باشد. طالبان با تعصب افراطی که نسبت به اسلام دارند ، دیدگاه فکری بسیار نزدیکی با وهابیت داشته و دولت سعود به پرداخت کمکهای مالی به راحتی توانسته وهابیت و دیدگاه های خود و اربابانش را در افغانستان گسترش دهد.

از طرفی در جدیدترین اقدامات آل سعود پس از لشکرکشی به بحرین و اشغال این کشور، سعودی ها به فکر ایجاد کنفدرالیسمی متشکل از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به مرکزیت عربستان، شده اند به این معنا که در صورت موافقت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس معاهده ای برای یکپارچه کردن سیاستهای خارجی، دفاعی، و امنیتی بین این کشورها امضا می شود.

این طرح شامل یکپارچه کردن سیاستهای امنیتی، دفاعی و خارجی است، بصورتیکه یک وزارت امورخارجه برای سازماندهی روابط شورای همکاری با دیگر کشورها ایجاد می شود، و هرکدام از کشورهای عضو فقط یک سفارتخانه در کشورهای دیگر خواهند داشت، و پاسپورتهایی یکپارچه برای همه شهروندان کشورهای عضو اختصاص می یابد.

از سوی دیگر پس از دیدار هفته گذشته رابرت گیتس با ملک عبدالله، دولت عربستان قصد دارد قدرت دریایی خود را با تجهیز ناوگان دریایی به کشتی های جنگی اندازه متوسط و همچنین موشک های سطح به سطح افزایش دهد. که این برنامه کلیدی ترین خرید تسلیحاتی از آمریکاست که ارزش آن 23 میلیارد دالر برآورد شده است.

این یعنی عربستان قصد دارد با سوء استفاده از قرار داشتن کعبه و حرم نبوی در کشورش، خود را رهبر جهان اسلام معرفی نماید. امری که تقریبا پذیرش آن از سوی بسیاری از مسلمانان محال به نظر می رسد چرا که حکومت عربستان یک حکومت شاهی است و مردم این کشور هم از این حکومت استبدادی به تنگ آمده اند . حکومت فعلی عربستان با کشور های اسلامی روابط دوستانه ندارد به حدی که می توان گفت زعمای عربستان غلامان حلقه به گوش غربی ها میباشد.

از سوی دیگر تاکنون حکمرانان عربستان کاری نکرده اند که به نفع مسلمانان تمام شود چه در قبال کویت، چه در قبال فلسطین و بحرین. حتی در مورد کشور ما افغانستان نیز تا به حال آل سعود نیت خالص نداشته اند و همیشه تلاش کرده اند تا کسانی را بر سر کار آورند که تحت امر آنها و مطیع سعودی ها باشند. دقیقا مانند برخی کشورهای عربی که خود را واجب الاطاعه آل سعود می دانند.

لذا اکثر علماء مسلمان معتقدندکه بهتر است عربستان سعودی بحیث رهبر جهان اسلام برخی عملکرد طالبان را که مغایر اساسات دین مبین اسلام است برای همگان روشن سازد، نه اینکه باعث ترویج افکاری شود که نتیجه اش حمله انتحاری و کشتار مردم بی گناه می باشد و یا به نظامیان خود دستور دهد تا دست از تخریب مساجد و سوزاندن قرآنها در بحرین بردارند.

همچنین شواهد و اسناد تاریخی نشان می دهند که مهم‌ترین عاملی که غرب و رژیم صهیونیستی در بین مسلمانان برای دامن‌زدن به جنگ شیعه و سنی دارد، آل‌ سعودی می باشد که سالها روی این خاندان کار شده است . آمریکایی‌ها چون نمی‌توانند خود آشکارا در بحث فیمابین مذاهب اسلامی سخن‌پراکنی کنند، از آل سعود به عنوان منادی و بلندگویی برای بیان نظرات خود استفاده می کنند.

با تمام این تفاصیل باید خطاب به دولتمردان افغانستان گفت که به عربستان از دیدگاهی نگاه نمایند که قصد دارد منافع خود و اربابانش را در کشور ما پیاده نمایند دقیقا مثل پاکستان، نه از دیدگاه محوریت جهان اسلام.


134566


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 152747


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها










 
 
**گزارش و مقالات **
  
  
نیویورک تایمز: برخورد دوپهلوی پاکستان با طالبان