
دولت عربستان سعودی آنان را ظرف ماههای گذشته دستگیر کرده و روز یکشنبه گذشته (۲۶ جوزا /خرداد) آنان را در کابل به مقامات افغان تحویل داد.
در میان آنان کودکان دوساله و سه ساله نیز دیده می شود. این کودکان می گویند خانواده و بستگانشان در عربستان سعودی مانده و پلیس عربستان آنان را به تنهایی به کابل فرستاده است.
شماری از این کودکان همراه با بستگان نزدیک خود در آن کشور زندگی می کردند.
برخی از کودکان می گویند که در زندان عربستان سعودی مورد لت و کوب قرار گرفته اند.
بر اساس گزارشها این کودکان به دلیل نداشتن جواز اقامت، از تحصیل در مکاتب رسمی عربستان سعودی محروم بوده و تنها زمینه تحصیلی شان رفتن به مسجد برای فراگیری قرآن بوده است. آنان در حال حاضر در پرورشگاه علاء الدین در شهر کابل نگهداری می شوند.
این در حالی است که واصل نور مهمند، معاون وزارت کار و اموراجتماعی افغانستان، می گوید مقامات در نظر دارند کودکان اخراج شده از عربستان سعودی را به خانواده و یا نزدیکانشان، که در ولایات مختلف افغانستان زندگی می کنند، تحویل دهند.
به گفته آقای مهمند، دولت نمی تواند این کودکان را به عربستان سعودی بفرستد. به گفته او، خانواده های این کودکان نیز به صورت غیر قانونی در آن کشور زندگی می کنند.
آقای مهمند گفت: "نکته اصلی این است که پدران و مادران این کودکان اجازه اقامت در عربستان سعودی را ندارند."
او افزود: "اینها عموماً کسانی اند که برای ادای حج به آن کشور رفته و در آنجا مانده اند. بنابراین کودکان آنان هم اسناد قانونی اقامت در عربستان سعودی را ندارند. به این دلیل توسط پلیس آن کشور دستگیر و به افغانستان بازگردانده شده اند. "
چندی قبل پلیس عربستان سعودی سیزده کودک افغان را حین بازی یا دستفروشی در شهرهای جده و مکه دستگیر کرد. مقامات عربستان سعودی گفته اند که این کودکان به صورت غیر قانونی در آن کشور زندگی می کردند.
کودکان دستگیر شده از یک تا شش ماه را در زندانهای عربستان سعودی گذرانده و چند روز پیش در فرودگاه کابل به دولت افغانستان سپرده شدند.
این هم ازعربستان سعودی که مثلاٌ خود را سردمدار مجامع اسلامی میداند.
۷۰۶۶۵

گردهمایی بررسی و دفاع از مردم آواره بهسود در دشت برچی با حضور نماینده سازمان ملل، مصطفا ظاهر و حاج محمد محقق برگزار شد.
آقای مصطفا ظاهر به قول حاضرین مجلس، گفت که خواسته تا مهاجرین را از نزدیک ببیند و بداند که مهاجرین در چه وضعیتی به سر می برند.
آقای محقق در این گردهمایی گفت که از آقای رییس مجهور کرزی حتا سرک و شفاخانه نمی خواهیم چرا که این خواست ها فقط در زیر سایه دموکراسی و وحدت ملی تحقق پذیراست.
آقای محقق افزود که او به مردم هزاره توصیه کرده بود که سلاح های خود را به خاطر صلح و دموکراسی در افغانستان به مقامات ذیربط تسلیم کنند که مردم هم به این خواست لبیک گفتند اما اکنون از این گفته خود پشیمان است چراکه سلاح های خودرا به حکومتی تسلیم دادند که هیچگونه مسئولیتی درقبال امنیت آنها ندارد وبه تعداد کثیری افراد مسلح برخانه های آنان یورش آورده ومال واموال شان را تاراج می نمایند. وی سخنان کرزی را نقل کرده مبنی بر این که سازمان ملل به کرزی گفته که کوچی ها به هزارجات بروند، به خاطر مالداری.
آقای محقق اضافه کردآیا هزاره ها خود مالداری را نمی دانند؟ آیا پنجاه هزار مواشی از 4.5 ملیون انسان بهتر و باارزش تر است؟
حاجی محمدمحقق درسخنرانی خود خطاب به مردمی که ازمناطق بهسود آواره شده اندگفت : ماشرمنده ایم که تحت حکومت دموکراسی کاری برای شما انجام داده وازحق شما دفاع نمی توانیم.
آقای محقق قبلاً نیز دولت را متهم کرده بود که از کوچی ها حمایت می کند و حکومت را به سوی قومی شدن می کشاند.
نماینده سازمان ملل نیزازمهاجرینی که تازه به کابل رسیده است دیدن کرد.
کوچی ها در بهسود بالای چندین ولسوالی حمله کرده که منجر به کشته شدن چندین نفر و مهاجرت صدها خانواده شده است.
این خانواده ها، شکایت دارند که نتوانسته اند حداقل اموال خود را از حمله کوچی ها نجات بدهند.
به گفته مهاجرانی که از بهسود رسیده اند، 10 نفر کشته شده، 8 نفر اسیر ، 4 نفر زخمی و 20 نفر مفقود گردیده و صد ها خانواده نیز آواره شده اند.
غلام سرور از مهاجرین بهسود چنین می گوید: از دایمیرداد سر کوتل خرس خان آمده ام و کوچی ها ما را مجبور کرده که آواره شویم.
عبدالحمید از ولسوالی دایمیرداد چنین می گوید: ما بخاطر کوچی ها مهاجر شدیم که خانه های ما را آتش زدند و تمام منطقه را گرفتند و ما مجبور شدیم که فرار کنیم. منطقه دایمیرداد و کج آب را گرفته اند که 10 نفر کشته و 8 نفر اسیر شده اند.
سلیمان از کج آب می گوید: از تمام کج آب حدوداً 500 -600 خانه مهاجر شده اند البته از دهن آب پای به بالا، که از آن پایین(خانواده های مهاجر) بیشتر است. 10 نفر کشته شده ، 8 نفر اسیر شده و مفقود زیاد است که حدوداً 20 نفر مفقود است.
اما آنان که در از نزدیک شاهد صحنه بوده اند نیز به گفته مهاجرین صحه می گذارند و می گویند که خود نیز از ترس کوچی ها فرار گرده اند محمد حسن که در ولسوالی حصه اول بهسود با سی نفر دیگر در یک پروژه کار می کرده اند چنین می گوید: وقتی کوچی آمدند که مسلط شدند وقتی سوال می کردیم که چرا کشت و زراعت را می چرانید، آن ها به سلاح شان اشاره می کردند که از این سوال کنید .
تاهنوز تنها از همان جا 130خانه بی جا شده و مهاجر شده است. از آب پای، بغک، غجورک، شی قلعه و جمیلی تا ساحه میرهزار را کوچی گرفته اند و فعلاً در بین قلعه و حویلی های مردم می نشینند. به طور دقیق تر از خیربید 20 خانه و سرخپای 11 خانه، از قلعه مدد 13 خانه مهاجر شده و اما منطقه آبپای که 130 خانه بود به کلی تخلیه شده است.
مساله کوچی ها و مهاجرت مردم ده نشین توسط کوچی موضوعی است که یک معضل در افغانستان شده است که در مدت دو سال اخیر سبب کشته شدن دهها نفر، آواره شدن صدها خانواده و آتش زدن چندین قریه شده است. اما نهادهای مدافع حقوق بشری در افغانستان و سازمان ها بین المللی حقوق بشر از خود به شکل جدید واکنش نشان نداده اند.
جنگ در بهسود و دیگر مناطق هزاره جات زمانی شدت یافت که کوچی ها تهاجم کردند و خانه ها مردم را آتش زدند و صدها خانواده آواره شدند، اما دولت افغانستان، سازمان های مدافع حقوق بشر، جامعه مدنی و سازمان ملل متحد سکوت کرده و برای حل این مشکل تلاش نکردند.
سال گذشته در 19 جوزای نیز کوچی ها در بهسود حمله کرده و که 11 نفر کشته، 15 نفر زخمی به شمول چهار زن، بیش از 20 هزار انسان آواره، بیش از 212 میلیون خساره مالی به آن مناطق وارد آمد و سه قریه توسط کوچی ها به آتش کشیده شد.
در بهار سال جاری نیز هزاران نفر در کابل دست تظاهرات زدند تا به کوچیگری پایان داده شده و از ورود کوچی ها در مناطق مرکزی ممانعت صورت بگیرد. اعتراض کننده ها خواهان حل و اسکان دایمی کوچی ها شدند و از دولت و سازمان ملل خواستند که به مساله کوچی ها توجه کرده و مطابق قانون اساسی افغانستان حکومت وظیفه دارد که کوچی ها را اسکان دایمی بدهد.
در 19 حمل سال جاری بحث بر سری مواد قانون انتخابات در پارلمان زمانی به تشنج کشیده شد که علم گل نماینده کوچی ها ساکنان غیر کوچی افغانستان را مهاجر خواند و کوچی ها را ساکنان اصلی افغانستان قلمداد کرد که منجر به اعتراض بیش از صد نماینده پارلمان شد، و نماینده های معترض مدت طولانی پارلمان افغانستان را تحریم کردند.
اما با وجود اعتراضات مردم، دولت تاکنون جواب قانع کننده برای مردم نداده است. از سوی سازمان ملل متحد که ضامن اصلی صلح و ثبات در افغانستان است، نیز به گونه جدی به این مشکل نپرداخته است. پروسه دی دی آر و دایاگ که مسوولیت جمعی آوری سلاح از بین مردم را دارند که در مورد کوچی ها سکوت کرده و آن ها را خلع سلاح نکرده است.
این در حالی است که اگر به مشکل کوچی ها در افغانستان توجه صورت نگیرد، نه تنها که بحران عظیم اجتماعی و سیاسی خلق خواهد شد، بلکه صلح نسبی نیز فروخواهد پاشید.
۷۰۶۲۵

این خبر از سوی جرمی اشنایدر، مسئول خدمات به مشتریان شرکت تسلا در گفتگویی با خبرگزاری اسوشیتدپرس اعلام شد.
ساده ترین مدل این اتومبیل، که به اتومبیلهای اسپرت شناخته شده در بازار همچون فراری و پورشه بی شباهت نیست، به قیمت 109 هزار دلار به فروش خواهد رسید و فروش آن همزمان با گشایش اولین فروشگاه این شرکت در لس آنجلس آغاز می شود.
این اتومبیل هرچند به اندازه اتومبیلهای با موتور احتراق داخلی صدا تولید نمی کند، اما صدای آن بم و شبیه به "صدای توربین" توصیف شده است.
مشخصات فنی

تسلا رودستر از یک باتری لیتیوم-یون مجهز به 6831 سلول استفاده می کند، و شرکت تولید کننده آن مدعی است که می تواند در ظرف کمتر از 4 ثانیه سرعت خود را از صفر به 100 کیلومتر در ساعت برساند.
این اتومبیل که می تواند در حرکت به سرعتی معادل 125 مایل در ساعت (200 کیلومت در ساعت) دست یابد، با هر بار شارژ شدن می تواند مسافت 225 مایل (362 کیلومتر) را طی کند و هر بار شارژ آن به سه ساعت و نیم زمان نیاز دارد.
آقای اشنایدر در اشاره به مزیت فناوری موتور الکتریکی گفت: "از آنجا که موتور الکتریکی است، در هر زمان شما 100 درصد گشتاور را در اختیار دارید و در نتیجه گذاشتن پا بر روی پدال گاز، به شما احساسی همچون احساس حضور در یک هواپیمای در حال شتاب گرفتن برای پرواز را می دهد."
نگرانی از توان و ایمنی باتری
بدنه این اتومبیل از مواد فیبر کربن ساخته شده است.
برخی کارشناسان درباره توان و ایمنی باتری استفاده شده در این اتومبیل ابراز نگرانی کرده اند.

تسلا رودستر بیش از 1223 کیلوگرم وزن دارد که حدود 453 کیلوگرم وزن آنرا باتری تشکلی می دهد.
با این حال مسئولان شرکت تسلا در واکنش به موفقیت محصول خود در آزمونهای ایمنی اشاره و استناد کرده اند و می گویند هر باتری می تواند مسافتی معادل 100 هزار مایل (160 هزار کیلومتر) کار کند.
تسلا و مشتریان آن
شرکت تسلا در سال 2003 با سرمایه ای معادل 40 میلیون دلار که از سوی افراد شناخته شده ای همچون لری پیج و سرگئی برین (موسسان شرکت گوگل) تامین شده بود، در شهر سن کارلوس ناحیه سیلیکون ولی (یکی از مهم ترین نقاط تمرکز شرکتهای فناوری در جهان) تاسیس شد.
این شرکت مدعی شده است آرنولد شوارتزنگر فرماندار کالیفرنیا و جورج کلونی هنرپیشه سینما از جمله افرادی هستند که هر یک نسخه ای از این اتومبیل را جهت خرید سفارش داده اند.
این شرکت در سال گذشته برای ساخت 600 دستگاه از این اتومبیل سفارش دریافت کرد و تا ماه اکتبر سال گذشته کل ظرفیت تولید خود برای سال 2008 را به فروش رساند.
زمان لازم برای تحویل هر دستگاه اتومبیل تسلا رودستر از زمان ثبت سفارش 15 ماه اعلام شده است.
68606

روزنامه گاردین در سرمقاله امروز (دوشنبه) خود نوشته است اگر گلوله ها و راکت هایی که با هدف ترور حامد کرزی شلیک شد، به هدف می رسید، این امر می توانست نشانه روشنی از شکست تلاش های ناتو برای ثبات افغانستان تلقی شود.
نویسنده این مقاله، با تاکید بر اینکه شش سال پس از حمله نیروهای تحت فرمان آمریکا به افغانستان، وضعیت این کشور، روز به روز بدتر می شود، می نویسد مثالی از این واضح تر که شبه نظامیان مسلح به راکت، خود را تا فاصله صدمتری جایگاه به شدت محافظت شده مقامات ارشد دولتی، جنگسالاران سابق و دیپلمات های خارجی می رسانند؟
همانگونه که روزنامه گاردین نوشته، در این حمله، دو نفر که در فاصله حدود سی متری آقای کرزی نشسته بودند، کشته شدند.
حاکمیت 'شبه طالبانی'
نویسنده این مقاله که زیر عنوان "ماموریت شکست خورده" نوشته شده، تاکید می کند که هیچ برنامه یا وفاق جمعی، در مورد چگونگی باثبات کردن افغانستان وجود ندارد.
به نوشته این روزنامه، منابع نظامی آمریکا و بریتانیا، آشکارا فکر می کنند حامد کرزی رهبر ضعیفی است و از کنار زدن مقامات فاسد و مقابله موثر با تجارت مواد مخدر ناتوان یا بی میل است.
به نظر نویسنده این روزنامه معتبر انگلیسی، درحالی که آقای کرزی سال آینده، انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن انتخابات پارلمانی را درپیش روی دارد، بیم آن می رود که کشورش، در حال سقوط به ورطه حاکمیت شبه طالبانی است.
سرمقاله نویس گاردین، در این مورد، به تلاش های وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان برای بازداشتن شبکه های آزاد تلویزیونی از ادامه پخش سریال های محبوب هندی اشاره می کند.
انتقاد کرزی از دستگیری طالبان
آقای کرزی اخیراً در مصاحبه ای با روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، با انتقاد از عملکرد نظامیان آمریکایی و بریتانیایی در کشورش، گفته است اقدام این نیروها به بازداشت شبه نظامیان طالبان و طرفدران آنها، تلاش های دولت او برای راضی کردن طالبان به کنار گذاشتن اسلحه شان را ناکام می کند.
به باور سرمقاله نویس روزنامه گاردین، انتقادهای پیاپی حامد کرزی از کشورهایی که او را به قدرت رسانده اند و بازگشت قوانین طالبانی به کشورش، می تواند انگیزه های سیاسی داشته باشد و آقای کرزی می خواهد در انتخابات آینده، چهره ای مستقل تر و ملی گرا از خود نشان دهد.
یکی از انتقادهای همیشگی حامد کرزی درباره عملکرد نیروهای خارجی در کشور، کشتار غیرنظامیان در ماموریت های نظامی این نیروهاست. گاردین با تایید این انتقاد، تاکید می کند که براساس آمار موجود، سال گذشته نزدیک به دو هزار غیرنظامی در جریان خشونت های افغانستان کشته شدند که از این تعداد، 240 تن در اثر حملات هوایی نیروهای ائتلاف و ناتو جان خود را از دست دادند.
رئیس جمهور افغانستان ظاهراً انتقاد کرده است که شبه نظامیان طالبان، نباید مجبور به ترک افغانستان می شدند؛ گاردین در این مورد می نویسد طالبان هیچگاه مجبور به ترک افغانستان نشدند و به طور گسترده ای دیده می شوند، "نه تنها در ده درصد قلمرو تحت کنترل خودشان، بلکه در سی درصدی که توسط دولت افغانستان کنترل می شود هم هستند".
نفع کرزی از مذاکره با طالبان
نویسنده گاردین در ادامه به وجود فساد اداری و قوم و خویش گرایی در دولت افغانستان اشاره می کند و همچنین ابراز عقیده می کند که یکی از دلایلی که آقای کرزی، با ماموریت پدی اشداون در نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان مخالفت کرد و یا دلیل اخراج دو دیپلمات اروپایی از آن کشور، فقط این نبوده که آنها راه مذاکره با طالبان را سد می کردند، بلکه آن دو، سرگرم گفتگو با طالبان بودند، اما به نظر نویسنده، نگرانی آقای کرزی از این بوده که نمی توانسته از این مذاکرات، به نفع خود بهره برداری کند.
در این مقاله همچنین آمده است که طالبان اکنون فعالیت خود را از حد درگیری های پراکنده در هلمند و دیگر مناطق جنوبی افغانستان فراتر برده و از تاتکتیک های شورشیان در عراق، مانند حملات انتحاری، بمبگذاری های کنار جاده ای و انجام حملات در قلب پایتخت، پیروی می کنند. به نظر نویسنده، همه اینها، نشانه هایی از شکست ماموریت در افغانستان است.
گاردین می افزاید: آقای کرزی ادعا می کند که تنها فردی است که می تواند کشورش را رهبری کند؛ ژنرال پرویز مشرف نیز چنین ادعایی می کرد، اما دولت جدید در اسلام آباد، نشان داد که همیشه، یک جایگزین وجود دارد.
نویسنده این مقاله، در پایان می نویسد: "بدون یک استراتژی روشن در مقابله با شورشها، که گفتگو با طالبان را نیز دربر می گیرد، و یک عملیات خارجی مبتنی بر کمک، افغانستان می تواند به سرنوشت عراق دچار شود."
۶۸۱۸۳

نسیم فکرت، مسئول کانون وبلاگ نویسان افغانستان، می گوید در این کارگاه دو روزه وبلاگ نویسان افغان از ولایات مختلف افغانستان آموزش دیدند.
آقای فکرت هدف از برگزاری این کارگاه را گسترش و بهبود کار وبلاگ نویسی در افغانستان خواند. به گفته او برگزاری این کارگاه تلاشی است برای استفاده بیشتر از فضای مجازی اینترنت در این کشور.
در افغانستان رو آوردن به وبلاگ نویسی به صورت گسترده ای رایج شده است و اکنون به گفته آقای فکرت بیش از ۲۰ هزار نفر به کار وبلاگ نویسی مشغول هستند.
بیشتر وبلاگ نویسان افغان را جوانان و دانشجویان دانشگاهها تشکیل می دهند.
روزنامه شخصی
اما وبلاگ چیست؟ نسیم فکرت از کانون وبلاگ نویسان افغانستان می گوید: "وبلاگ یک روزنامه شخصی است که شما می توانید در آن متن بگذارید، عکس بگذارید، ویدئو بگذارید و صدا بگذارید. تمام این چیزها را در آن می توانید ببینید و یک مولتی میدیای تمام عیار درست کنید."
موضوعاتی که در این وبلاگها ارائه می شود بیشتر مربوط به مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و انتقادی می شود.
آقای فکرت به این عقیده است که وبلاگ نویسی در افغانستان چهره جدیدی از این کشور در جهان ارائه می کند.
او می گوید: "وبلاگ نویسان کوشش می کنند از افغانستان چهره جدیدی ارائه کنند. افغانستان امروز دیگر افغانستان پنج سال پیش یا بیست سال پیش نیست."
به گفته او اینها مسائلی هستند که وبلاگ نویسان افغان علاقه مندند به آنها بپردازند.
خانم معصومه ابراهیمی، وبلاگ نویس و از برگزار کنندگان کارگاه آموزشی وبلاگ نویسی، می گوید او بیشتر دیدگاه و تجربه خود را از زندگی در افغانستان با خوانندگانش شریک می کند.
خانم معصومه می گوید: "تصویری که خودم از دید یک دختر افغان که افغانستان را می بینم برای کسانی که در داخل افغانستان هستند یا نیستند و آن چیزهایی را که من بینم بازتاب بدهم. "
او می گوید مطالب او بیشتر "شبیه یادداشتهای روزانه یک خانم افغان است که در کابل زندگی می کند، کار می کند و چیزهایی می بیند، می شنود و با آنها برخورد می کند."
چالشها
وبلاگ نویسان افغان بیشتر با نامهای مستعار مطلب می نویسند. به گفته آقای فکرت مدیران وبلاگهای افغانی به دلیل انتقادهایی که مطرح می کنند با چالشهایی روبرو هستند.
او زندانی شدن کامران میرهزار، مدیر وبلاگ کابل پرس را به دلیل پخش انتقادهایی از دولت افغانستان می داند.
آقای فکرت می گوید وزارت مخابرات افغانستان سایتهای بلاگفا و پرشن بلاگ، دو سرویس دهنده بزرگ وبلاگهای فارسی، را از طریق شرکت افغان تلکام فیلتر می کند.
وبلاگ نویسان افغان بیشتر از این دو پایگاه و چند سرویس دهنده دیگر اینترنتی، که خدمات رایگان ارائه می کنند، برای وبلاگ نویسی استفاده می کنند.
نبودن برق و عدم دسترسی به اینترنت از دیگر چالشهایی است که وبلاگ نویسان افغان به آن مواجه است. کاربران اینترنتی که از کافه نتها استفاده می کنند حدود ۵۰ افغانی (معادل یک دلار) در یک ساعت می پردازند.
شمار کمی از آنها در محل کار خود در سازمان های دولتی و غیردولتی به اینترنت وصل هستند.
عکس هایی از روز کارگاه آموزش وبلاگ نویسی در کابل






67487

سخنگوی وزارت اطلاعات و فرهنگ روز دوشنبه گفت که این وزارتخانه در نشستی با اعضای مجلس نمایندگان و شورای علمای کشور پخش پنج سریال هندی از شبکه تلویزیونهای غیردولتی را ممنوع کرد.
این تصمیم روز یکشنبه در نشت مشترک عبدالکریم خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ با اعضای مجلس و شورای علما و نمایندگان تلویزیونهای خصوصی اتخاذ شد.
این پنج سریال عبارتند از :
زمانی خشوهم عروس بود، از تلویزیون طلوع
امتحان زندگی، از تلویزیون طلوع
کوم کوم، از تلویزیون آریانا
در انتظار، از تلویزیون نورین
و دزد بغداد، از تلویزیون افغان
وی اظهار داشت : پخش این سریال ها تا ۲۶ ماه حمل از تلویزیونهای طلوع ، آریانا، نورین و افغان متوقف خواهد شد.
به گفته ناصری وردگ این سریالهای غیر اسلامی است و باعث ترویج فرهنگ بت پرستی ، تاثیر منفی در خانواده ها، ترویج فرهنگ بیگانه و تضعیف فرهنگ بومی شده است.
وی تصریح کرد: این وزارتخانه بر این باور است که در عملی کردن تصمیم خود موفق خواهد بود.
سریال زمانی خشو هم ، عروس بود؟ که از تلویزیون غیردولتی طلوع پخش می شود پربینندهترین سریال در افغانستان است که بیش از دو سال از این شبکه پخش میشود.
تصویر نامه وزارت فرهنگ افغانستان به تلویزیون های خصوصی


رقابت در این دور رفیع ناب زاده، ۱۹ ساله، را به مقام نخست و حمید سخی زاده، ۲۱ ساله، را به مقام دوم قرار داد.
برنامه ستاره افغان در افغانستان که بینندگان آن به حدود ۱۱ میلیون نفر، یک سوم نفوس کل کشور، می رسید، به برنامه ای هیجان انگیز تبدیل شده بود.

این برنامه، که در آن یک زن به مقام سوم رسید، در میان محافظه کاران سنتی افغان انتقاداتی را هم برانگیخت.
رفیع ناب زاده که بیشتر لباس سفید روشن می پوشد، گفت:" من بسیار خوشحالم که ستاره افغان شدم."
دو اشتراک کننده مرد دور نهایی برنامه ستاره افغان بیش از ۳۰۰ هزار رای به وسیله پیام کوتاه تلفنی(SMS) دریافت کردند.

حمید سخی زاده که در این برنامه به مقام دوم رسید، گفت:"من احساس نمی کنم که امروز شکست خوردم، بلکه فکر می کنم من مرد خوشبختی هستم."
در برنامه ستاره افغان ۱۲ نفر از میان ۲۰۰۰ متقاضی از سراسر کشور برگزیده شدند و به رقابت پرداختند.
۶۶۵۰۶

این انتخابات سه پیام مهم دارد که نشانه تغییری ماهوی در چگونگی حکومت کردن در ایران و به خصوص نقش رهبری در راس حکومت است که می تواند اثرات عمیقی بر آینده نظام اسلامی ایران بر جای گذارد.
تثبیت قدرت آیـت الله خامنه ای
پیام نخست این انتخابات تثبیت قدرت بلامنازع آیت الله خامنه ای، رهبر ایران، و تسلط کامل یک جناح در حکومت است. به نظر می رسد که پیش از این انتخابات آقای خامنه ای یک تصمیم استراتژیک گرفت که جریان اصلی اصلاح طلبی را به عنوان یک جریان مدعی قدرت برای همیشه از صحنه قدرت خارج کند و تنها به آن اجازه بدهد که در حاشیه قدرت قرار بگیرد.
این حرکت نقطه عطفی در عمر سی ساله جمهوری اسلامی است زیرا که پیش از این همیشه دو جریان اصلی در حکومت حضور داشته اند که قدرت در بین آنها دست به دست می شده است ورهبری کشور (چه در زمان آیت الله خمینی و چه در دوره آیت الله خامنه ای) همیشه سعی داشته که خود را در فرای جناح ها قرار دهد وحالت بی طرفی بگیرد.
در این انتخابات کسانی از اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند که جرمشان آن بوده که در گذشته به عنوان نمایندگان مجلس نامه علنی انتقاد آمیز به رهبر نوشتند و یا در اعتراض به برخی سیاست ها دست به تحصن زدند.
ماهیت این گونه رد صلاحیت ها نشان می دهد که آیت الله خامنه ای می خواهد کسانی وارد مجلس شوند که مطیع او باشند نه نمایندگان شجاعی که بتوانند حتی به شکل محترمانه و بسیار ملایم از سیاست های او انتقاد کنند.
آقای خامنه ای به نسل جدیدی از فعالان سیاسی بال و پر می دهد که او را بدون چون و چرا می پذیرند. نمایندگانی که به مجلس وارد می شوند اغلب از کسانی هستند که در دوره حکومت جمهوری اسلامی رشد کرده اند، بسیاری از آنان سابقه فعالیت در نهادی نظامی و امنیتی دارند و خود را فرمانبردار رهبر می دانند. مهمتر اینکه کسانی در مجلس حضور می یابند که هیچ ادعای هم وزنی سیاسی با رهبر ندارند و رقیب او محسوب نمی شوند.
آیت الله خامنه ای چنان مصمم بود که محافظه کاران طرفدار او به مجلس راه یابند که بر خلاف رسم معمول نقش بیطرفی رهبری در جریان انتخابات او برای اولین بار از یک جناح سیاسی در انتخابات حمایت کرد و چند روز پیش از رای گیری به مردم توصیه کرد که به کسانی رای بدهند که به دولت آقای احمدی نژاد کمک کنند.
پایان یافتن پروژه اصلاح طلبی
پیام دوم این انتخابات پایان یافتن پروژه اصلاح طلبان برای ایجاد تغییرات در حکومت از طریق شرکت در انتخابات و کسب قدرت از راه های قانونی و مسالمت آمیز است. چگونگی برگزاری این انتخابات نشان می دهد که آقای خامنه ای تصمیم گرفته است که دیگر اجازه ندهد که چنین طرحی پیاده شود.
البته ممکن است که اصلاح طلبان بگویند که آنها از حمایت گسترده ای در جامعه برخوردارند و اگر به آنها اجازه داده می شد که در همه حوزه ها کاندیدا داشته باشند آنها پیروز می شدند. ولی موضوع همین است که به نظر می رسد تصمیم گرفته شده که دیگر چنین اجازه ای به آنها داده نشود و اصلاح طلبان از این پس باید صرفا با داشتن حدود پنجاه نماینده در مجلس در حاشیه قدرت قرار بگیرند و نظام هم به دنیا بگوید که در ایران دمو کراسی وجود دارد و نوعی اپوزیسیون در مجلس حضور دارد.

البته اصلاح طلبان امیدوارند که نمایندگان آنها بتوانند با ایجاد اقلیت منسجمی در مجلس از سیاست های دولت انتقاد کنند. ولی با توجه به اینکه اقلیت اصلاح طلب نتوانست در مجلس فعلی کاری انجام دهد بعید به نظر می رسد که آنها بتوانند در مجلس آینده کار شجاعانه ای انجام دهند زیرا که همیشه نگران خواهند بود که ممکن است با آنها برخورد شود.
حکومت در این انتخابات اصلاح طلبان را تا آنجا تحقیر کرد که هم به آنها اجازه نداد که نامزد نمایندگی مجلس شوند و هم به آنها اجازه نداد تا در واکنش به این تصمیم اقدامات اعتراضی انجام دهند؛ از قبیل تحریم انتخابات و یا تحصن دستجمعی و یا فراخوان مردم برای تظاهرات و جز اینها.
به نظر می رسد که با تصمیم استراتژیک رهبر کشور در یکدست کردن حاکمیت، پروژه اصلاح طلبی و کسب قدرت از طریق انتخابات و ایجاد تغییرات از درون تقریبا به آخر خط رسیده و حال اصلاح طلبان باید تصمیم سرنوشت سازی اتخاذ کنند که می خواهند چه راهی در پیش گیرند.
تضعیف موقعیت احمدی نژاد
پیام سوم این انتخابات تضعیف موقعیت محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری، کشور است. این انتخابات نشان داد که محافظه کاران در درون خود در ارزیابی از سیاست های آقای احمدی نژاد اختلاف دارند. گرچه همه جریان های محافظه کار خود را وفادار به رهبر می دانند ولی الزاما همسو با دولت نیستند.
البته اختلافات این جریان ها ی محافظه کار با یکدیگر اساسی نیست و به هیچوجه با تضاد های دوجنا ح محافظه کار و اصلاح طلب قابل مقایسه نیست. ولی تردیدی وجود ندارد که اختلافات شخصی و رقابت برای کسب قدرت در بین سران این جناح جدی است.
چهره هایی مثل علی لاریجانی، مسئول سابق پرونده هسته ای که به دلیل اختلافات با آقای احمدی نژاد مجبور به استعفا شد، حال به مجلس راه یافته و ممکن است که بخواهد از این نهاد به عنوان سکویی برای جهش به کاخ ریاست جمهوری استفاده کند.
از این رو ورود عده ای از نمایندگان به مجلس تحت عنوان هواداران مثلث محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، محمد باقر قالیباف، شهردار تهران و علی لاریجانی می تواند برای آقای احمدی نژاد مشکلاتی ایجاد کند و کار او را برای انتخاب مجدد با مشکلاتی مواجه سازد.
افزون بر این شکست آقای احمدی نژاد در حل مشکلات اقتصادی کشور به رغم افزایش باورنکردنی درآمد های نفتی از محبوبیت او کاسته است و این موضوع ممکن است که رقبای محافظه کار او را برای کسب قدرت ریاست جمهوری تشویق کند.
بنابراین، این انتخابات گرچه به تثبیت بیشتر قدرت آقای خامنه ای انجامیده ولی ممکن است برای آقای احمدی نژاد خوشایند نباشد و او اولین رییس جمهوری شود که نتواند بعد از پایان دور اول ریاست جمهوری برای بار دوم انتخاب شود.
قدرت آیت الله خامنه ای و اوضاع جهان
آنچه که به تثبیت بیشتر قدرت داخلی آقای خامنه ای کمک کرده است وضعیت موجود در جهان است.
آمریکا در عراق و افغانستان با مشکلات جدی روبروست و رهبر ایران تقریبا مطمئن است که با حمله نظامی دولت بوش مواجه نخواهد شد. از سوی دیگر سیاست های آمریکا باعث شده که مسلمانان جهان از آن کشور سرخورده شوند و در نتیجه بر نفوذ ایران در عراق، فلسطین ، لبنان و کشور های دیگر افزوده شود.
افزایش سرسام آور قیمت نفت نیز ثروت عظیمی را در اختیار رهبر ایران قرار داده که بتواند بسیاری از نابسامانی های اقتصادی داخلی را بپوشاند.
ولی برای بسیاری از تحلیلگران و آگاهان به رویداد ها ی تاریخی این پرسش اساسی مطرح می شود که آیا این وضعیت قدرت در ایران می تواند پایدار بماند.
درست است که آیت الله خامنه ای موفق شده است که رقیبان را از صحنه بیرون کند و حاکمیت یکدستی به وجود آورد و مجلس و نهاد ها ی دیگر قدرت را یکی پس از دیگری مطیع خود سازد. ولی بسیاری از صاحبنظران این سوال را مطرح می کنند آیا این نوع حکومت کردن و صدای مخالف را بستن به دیکتاتوری فردی منجر نمی شود که هیچگاه در تاریخ معاصر جهان عاقبت خوشی نداشته است؟
۶۵۹۶۳

۲۷ حوت (اسفند)، برابر است با پانزدهمین سالگرد درگذشت استاد محمدعلی عطارهروی، خوشنویس برجسته افغانستان، که در سال ۱۳۷۱ خورشیدی در شهر مشهد ایران وفات یافت.
استاد عطار هروی، فرزند محمد اسماعیل در سال ۱۳۲۸ هجری قمری در شهر کهنه هرات در محله خواجه عبدالله مصری به دنیا آمد.
نیاکان او همگی از عالمان دینی روزگار خود بودند، اما پدرش منبر را ترک کرد و به پیشه عطاری و خوشنویسی روی آورد و فرزند خود محمدعلی را نیز در این رشته پرورش داد.
عطارهروی آموزش های ابتدایی را در مکتب های سنتی هرات فرا گرفت و سپس نزد پدرش در عطاری به آموزش خوشنویسی پرداخت.
آنگونه که خود وی حکایت کرده، اولین استادش در مکتبخانه، آخند ملا محمد رحیم بوده که قلم را به دست وی داده است.
در سالهای بعد، استاد عطار، شاگرد ملا محمدصدیق نیازی شد و در این دوره با خطوط کوفی آشنا شد.
عطار هروی آشنایی خود با نیازی و خطوط کوفی را چنین حکایت می کند: "... در بدو امر همواره بدان فکر بودم که چگونه این خطوط (خطوط کوفی در مسجد جامع هرات) را بخوانم. یکی از دوستان گفت بدین خطوط و انواع دیگر، ملا محمدصدیق نیازی آشنایی دارد ... اتفاقا بعد از ساعتی، آدم خوش لباسی که چپن ماهوت ابریشم دوزی دربر (به تن) و کفش زری دوزی به پا داشت و با عصایی که در غزنی نقش و نگار یافته بود، آمد. او این خطوط را با مهارت کاملی خواند و من خیلی خوش شدم. از زبان او شنیدم که گفت: شاگرد من شو تا بدین خطوط شناسا گردی، من چون تشنه ای که به دریا رسیده باشد فردا با قلم و کاغذ به سویش رهسپار شدم."
کاوش

با مرگ زود هنگام غلام محمد نیازی، عطار بزرگترین رهنما و استاد خود را از دست داد ولی دیگر به مرحله ای رسیده بود که بتواند خود نیز ادامه دهنده کار او باشد.
استاد عطار با کاوش در آثار باستانی، اسناد تاریخی، و گرد آوری مسکوکات دوره های قرن اول و دوم اسلام، بخصوص رسم الخط خلفای راشدین، به نمونه اصلی خط کوفی دست پیدا کرد.
او سپس با تحقیق در دوره های بنی عباس، بنی امیه، غزنویان و دوره تیموری، به انواع و اقسام تفاوت هایی که در خط کوفی وجود داشت، آشنا شد.
عطار هروی، تنها خوشنویسی بود که توانایی کتابت بیش از چهل نوع خط را داشت.
وی در سال ۱۳۴۵ خورشیدی از طرف محمد عثمان صدقی، وزیر اطلاعات و فرهنگ وقت افغانستان، به سمت رئیس موزیم (موزه) هرات برگزیده شد و چند سالی در این سمت باقی ماند.
هجرت به ایران

با ورود نیروهای شوروی به افغانستان و آغاز جنگ در این کشور، عطار هروی راهی ایران شد و تمام کتیبه هایی که او سالها در بدست آوردن آن زحمت کشیده بود، همه از بین رفت.
گنجینه ای از مسکوکات دوره های مختلف نیز در این دوران غارت شد.
عطار هروی با ورود به ایران، در بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی در شهر مشهد مشغول به کار شد و تا روزهای آخر عمر، در آنجا کار کرد.
آثار
گنجینه خطوط
از استاد عطار هروی، تاکنون آثار زیادی به چاپ رسیده است که "گنجینه خطوط" از مهم ترین این آثار است.
در این مجموعه، خط کوفی، ثلث، ریحانی، محقق، شجری، نسخ، نستعلیق، شکسته و شماری دیگر، توسط عطار کتابت شده است.
این مجموعه در سال ۱۳۴۶ توسط وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در کابل منتشر شده است و در آن دو مقدمه به زبان پشتو یکی به قلم عبدالرئوف بینوا وزیر اطلاعات و فرهنگ وقت و دیگری به قلم محمد ابراهیم خاخوزی رئیس کتابخانه کابل، و یک مقدمه به زبان فارسی توسط استاد نجیب مایل هروی نوشته شده است.
الهی نامه خواجه عبداالله انصاری، سنگ نبشته های هرات، نمونه های خط نیز از دیگر آثار وی است که در افغانستان به چاپ رسیده است.
قران المحلی

"قرآن المحلی" اثر دیگر عطار هروی است که در آن ۶۸ کتیبه از سوره های مختلف قرآن توسط وی کتابت شده است .
این اثر در سال ۱۳۶۶ خورشیدی توسط انتشارات سروش، مربوط به صدا وسیمای ایران در تهران به چاپ رسیده است.
"هنر آیه نگاری قرآن کریم" نیز از دیگر آثار عطار هروی است که در ایران به چاپ رسید.
این اثر به تلاش محمد مهدی هراتی از هنرمندان ایرانی و با ترسیم و طراحی محمد علی کشاورز نقاش و بازیگر ایرانی در تهران منتشر شده است.
اساور آخرین اثر مکتوب از عطار هروی است که بعد از ۱۵ سال که از مرگ وی می گذرد به همت رفیع اصیل یوسفی در مشهد منتشر شده است.
کتیبه ها
علاوه بر این آثار، از عطار کتیبه های زیادی در افغانستان و کشورهای مختلف برجای مانده است. کتیبه های مسجد جامع هرات، مزار خواجه مودود چشتی، مسجد لشگر گاه، خرقه شریف در هرات، ایوان مسجد زیارت عبدالرحمان جامی، مسجد بکرآباد و مسجد سکندر جان(همگی در هرات)، مسجد گوهرشاد مشهد، مسجد حاجی یعقوب در کابل، مسجد قبا در شهر تربت جام در ایران و مسجد هامبورگ در آلمان، آثار ماندگار و ارزشمندی است که از محمد علی عطار هروی، به یادگار مانده است.
شاگردان استاد

عطار هروی در طول عمر هنری خود، شاگردان زیادی پرورش داد که از مهمترین آنها می توان از امین الله پیرزاد هروی، حسین وفا سلجوقی (فرزند فکری سلجوقی)، محمود و بهبود عطار (فرزندانش)، عزت الله مولوی زاده، نثاراحمد معلم، سراج الدین باغدشتی، حبیب الله طبیب، ملا عبدالرئوف و ناصر طالب یاد کرد.
و سر انجام در تاریخ ۲۷ حوت سال ۱۳۷۱ خورشیدی، استاد محمدعلی عطار هروی، در سن ۷۸ سالگی در شهر مشهد در گذشت.
پیکر استاد را در داخل حرم امام رضا، جایی که سالها در آن به کار خوشنویسی و کتیبه نگاری مشغول بود، به خاک سپردند.
۶۵۸۵۷

شرکت آریانا پرواز خود را به کشورهای اروپایی با پرواز هواپیمای بوئینگ ۳۲۱ با بیش از ۴۵ مسافر به شهر فرانکفورت آلمان آغاز کرد.
آریانا در حدود دو سال از پرواز به کشورهای اروپایی به دلیل معیاری (استاندارد) نبودن امکانات این شرکت منع شده بود.
ذبیح الله عصمتی رئیس شرکت آریانا، در یک نشست خبری گفت در گفتگوهایی که او با مقامات آلمانی داشته، توافق شد که پروازهای آریانا به آلمان آغاز شود.
آقای عصمتی گفت: "در نشستهایی که اخیراً در آلمان داشتیم، آلمانی ها هم با این موفق بودند که پلیس امروز افغانستان دیگر پلیس دیروز نیست و با وسایل پیشرفته و تکنولوژی جدید مجهز است، و از موجودیت موادی که لازم نیست در بین هواپیما و در سفر باشد، جلوگیری می کند."
پس از این شرکت هواپیمایی آریانا هفته یک پرواز به آلمان خواهد داشت؛ اما آقای عصمتی ابراز امیدواری می کند که آریانا بتواند، در آینده نزدیک هفته چند پرواز به آلمان انجام دهد.
خدمات ملی
از سوی دیگر مسئولان این شرکت می گویند دولت افغانستان پذیرفته است تا از این شرکت به عنوان ارائه کننده خدمات ملی، حمایت کند.
|
| |

بر اساس این توافق، تغییرات در تشکیل اداری آریانا، تنظیم پرواز ها و خریداری هواپیماهای چینی از سوی آریانا صورت خواهد گرفت.
پیش از رئیس شرکت آریانا از دولت خواسته بود تا از این شرکت حمایت کند و یا آن را به بخش خصوصی واگذار کند.
همچنین مقامات آریانا از وجود "گروه های مافیایی" برای ضربه زدن به این شرکت، خبر داده بودند.
اکنون آقای عصمتی می گوید دو تن از کارمندانش را به دلیل این که در جدول پرواز ها سهل انگاری کرده اند، مورد بازپرسی قرار داده است و احتمال دارد که از وظایف شان برکنار شوند.
شرکت پنجاه و دو ساله هواپیمایی آریانا، در چند سال اخیر به دلیل پایین بودن سطح خدمات و معیاری نبودن امکاناتش مورد انتقادات شدیدی قرار داشت و از پرواز به اروپا منع شده بود.
۶۴۷۰۷